سری نهم

خرید بک لینک
  1. تركه ادعاي بيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!
  2. تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!
  3. تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!
  4. ملاهه ورم معده داشته، ميره دكتر، دكتره (كه از قضا ترك بوده) بهش ميگه: يك رژيم بهت ميگم بايد رعايت كني. ملاهه ميگه: چشم آقاي دكتر. دكتره ميگه: گوشت نخور، غذاي پر چربي نخور، مشروب نخور، ترياك نكش، بالاي منبر هم نرو! ملاهه ميگه: ديگه واسه چي بالاي منبر نرم؟! دكتره ميگه: اونجا گه زيادي ميخوري، براي معدت خوب نيست!
  5. تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!
  6. تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!
  7. تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!
  8. از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!
  9. دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!
  10. زنِ تركه دو قلو ميزاد،تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،به يارو ميگه:حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 

لطفا نظر دهید.

بیا تو جوک...

ما را در سایت بیا تو جوک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: حسین بازدید: 238 تاريخ: 28 آذر 1391 ساعت: 1:15

صفحه بندی