
وسط اردبيل يه چاهي بوده، هي ملت ميافتادن توش،زخم و زيلي ميشدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار ميكنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن...............
ادامه مطلب
به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ..........
ادامه مطلب
از تركه ميپرسن تعطيلات كجا رفتي؟ ميگه واللا امام رضا طلبيد رفتيم شمال!!...
ادامه مطلب
تركه ادعاي بيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد....... ...
ادامه مطلب
به تركه ميگن يه معما بگو،ميگه: اون چيه كه درازه،زرده، موزه؟!...
ادامه مطلب
جرج بوش اعلام ميكنه كه ميخواد سه نقطه قم رو بزنه،يارو قميه ميگه: قم كه فقط دو تا نقطه داره، تركه ميگه: گم كه نگطه نداره!!...
ادامه مطلب
تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!...
ادامه مطلب
دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ ...
ادامه مطلب
تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟...
ادامه مطلب
تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، ...
ادامه مطلب
قزوينيه مياد تهران بواسيرشو عمل ميكنه، بعد ميره شركت بيمه كه پولشو بگيره، اونجا بهش ميگن چون شما تو قزوين بيمه هستيد، ...
ادامه مطلب
تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، ..... ...
ادامه مطلب